ابو طالب حسينى تربتى
146
تزوكات تيمورى ( فارسى )
و چون به خود فكر كردم چنين كنكاش يافتم كه آتش قيصر را بكرمي و سردي اطفا نمايم و مكتوبي بقيصر نوشتم و خلاصه مضمونش آنكه شكر است خداوند زمين و آسمان را كه اكثري از ممالك هفت اقليم را در زير فرمان من در آورده و سلاطين و حكام عالم حلقه اطاعت مرا در كوش جان كشيدهاند خداي رحمت كند بر آن بنده كه حد خود را بشناسد و پا جسارت از حد خويش فراتر ننهد و بر عالميان ظاهر است كه نسب و نسبت تو بكجا منتهي مىشود پس مناسب حال تو آنست كه قدم جسارت پيش نكذاري و خود را در ورطه رنج و بلا نيندازي و باغواء جمعي از دولت راندكان كه بواسطه اغراض خود پناه به تو بردهاند و فتنه خوابيده را بيدار ساختهاند در فتنه و آشوب را بر روي دولت خود وا نكني ليكن كه قرا يوسف را نزد من فرستي و الا انچه در پرده تقدير است بعد از مقابله صفين بر تو ظاهر خواهد شد و چون اين نامه را مصحوب ايلچيان كاردان نزد قيصر فرستادم كنكاش خود را